X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

























2501 سال امپراتوری ایران

ایران من

 

امشب، نه، دیشب، نه همین امشب قلم رو بر داشتم و در مورد امشب،  

 

نه  دیشب شروع کردم نوشتن، امشب در مورد دیشب نوشتم، هر دو شب اند  

 

ولی دیشب دیشب بود امشب مث هر شب، دیشب نه شب، دیشب صبحش،  

 

که میشه دیروز صبح موقعی که خورشید طلوع کرد، خبری بود ولی من متوجه  

 

نشدم حتی بهش نگاه هم نکردم که خودش بخواد چیزی بگه ولی اون یه  

 

چیزایی گفت در مورد شب ولی شب نبود که من درک کنم چی میگه ، رفت و  

 

رفت تا موقعی که سرخ شد، نه، قرمز شد. قرمز کدر، نزدیک به رنگ دیشب  

 

ولی عجله داشت، منم سوال نکردم کجا میره، ولی به طرف یه خط می رفت  

 

یه خط با سه نقطه بزرگ، متوسط، کوچیک. بالخره شب شد و دیشب بود که  

 

شب شد و دیشب بود که یه دل گرفت، نه، دل تنها نبود سرتاپاش گرفت. آفتاب  

 

زود رفت، باد بود، باد هست، من بودم بی خبر بودم، شب شد ماه گرفت،  

 

دلش نه، همجاش گرفت، سر تا پاش گرفت. دیشب بدون طلوع  باز خورشید و  

 

دیدم  البته  سایشو انداخت روی ماه، روی ما نه روی ماه به معنی مهتاب و ما  

 

هم سایشو  دیدیم . دیشب شب بود ولی ماه سیزده نداشت اگه ماه چهارده  

 

هم بود باز  می  گرفت چون باید می گرفت نه دلش، بلکه سرتاپاش می  

 

گرفت. به هر حال  دیشب ماه گرفت و آسمون ما خالی از مهتاب بود و دیشب  

 

دو رکعت و ده رکوع اضاف شد به یومیه . بیش از2501سال پیش همین خط  

 

سه نقطه با جابجایی نقطه بزرگ با کوچیک تونست جلو یه جنگ رو بگیره !!  

 

دیشب حسابی شب بود یه شب که خورشید داشت، ماه داشت، ماه  

 

نداشت، روز بود شب شد، هرکه  مرد بود هدیه گرفت چون روز مرد بود .  

 

دیشب  حسابی شب بود . دیشب ماه  گرفت.

 

 

پانوشت :

 

خوندم ولی نمیدونم از اینهمه شب کسی چیزی فهمید یا نه.

 

صدسال تنهایی برای یک ماه گرفتگی. شاید صدسال دیگه 

 و اولین فصلی که بادهاش رو دوست دارم

 

اگه توی بیش از ۲۵۰۱سال بیش طرفین جنگ،« ایران و لیدی» دلیل علمی  

 

خسوف رو میفهمیدن شاید سرنوشت تغییر میکرد

 

 

وحید   الان 1:43

نوشته شده در جمعه 27 خرداد‌ماه سال 1390ساعت 01:34 توسط وحید نظرات (27)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com